محمد رضا واليزاده معجزى

319

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

استرضاى خاطر مبارك متعذر ، زيرا مساله نظر على خان و خطاهاى مستكبرانه او فى الانتهاى قضيه فى شرحها طول . در سنه ماضيه با اين‌كه شمه‌اى از دنايم اخلاقش مبسوق بودم ، چون از در اطاعت و انقياد برآمد و خلافى از او نديدم ، آنچه لازمه محبت بود با او مرعى داشتم و هرچه صلاح مال و حالش بود ، فراهم آوردم . در كار حكومت و رياست استقلالش دادم ، به خيال اين‌كه جهل قديم از حيلت او بيرون خواهد رفت . همين‌كه دست خود را مطلق ديد و استقلالش به اعلى درجه رسيد ، رفته‌رفته صورت بغى عناد در نهادش متمكن ، بر كجى و خبث ذات خود افزوده ، راه كفران و طغيان سپرد و علاوه بر نگاهداشتن سه هزار تومان ماليات ديوان « 1 » دست به بعضى لقمه‌هاى ديگر هم زد . چه رنگها ريخت و فتنه‌ها انگيخت . كجروى را به انتها درجه رسانيد ، به‌طورى كه شرح آن در اين ورقه گنجايش ندارد تا اين‌كه امسال به عقوبت آن گرفتار گرديد . ندانست آنكه رحمت كرد بر مار * كه اين ظلم است بر فرزند آدم حالا خيلى تعجب دارم چگونه برائت آنها در خدمت جناب مستطاب عالى مؤثر شده كه از در شفاعت و توسل آنها برآمده . فىالجمله اين شعوقاتى كه در آنجا معين كرده‌اند ، از قبول هريك از آنها به عقيده و خيالات مخلص بعد المشرقين و جمع بين الضدين است كه ساحت مخلص از بعضى تصورات برى است . منظورى به جز پيشرفت خدمت دولت و دفع شرى از ضعفاى ملت ندارم . اگر مقصود از اين اقدام جلب نفعى و يا منظور و مطلوبى مىداشتم ، از همان وقت كه خودش را گرفتار كردم ، نمىگذاشتم به‌طور آسودگى اعاده بدهند . اين‌كه عرض كرده‌اند پسر والى « 2 » آنها را چاپيده و غارت نموده ، مسلما دروغ است . آنچه به

--> ( 1 ) . چون در اطراف مطالب و اشخاص بايد وجدانا قضاوت شود ، لذا تا آنجا كه به حقيقت پيوسته مرحوم نظر على خان جزو آن عده معدود و محدود سركردگانى است كه يقينا مايل نبوده ، عملى خلاف نظر دولت و شاه و حكام وقت انجام دهد . زيرا اجداد او همگى از طريق خدمتگزارى و اطاعت به ترقياتى نايل شده‌اند . چيزى كه موجب شده كه اين مرحوم به حكام وقت بد معرفى شود ، همانا مساله ماليات بوده كه مشار اليه قادر به پرداخت آن نبوده و كارش به ياغيگرى يا توقيف منجر مىشده و اين هيچ سببى نداشته ، جز سخاوت ذاتى مرحوم نظر على خان كه وجوه مالياتى را مىبخشيد . و خود گرفتار مطالبه حاكم و عواقب آن مىشد . ( 2 ) . منظور از پسر والى مرحوم امان اللّه خان پسر غلامرضا خان امير جنگ آخرين والى پشتكوه مىباشد . با اين‌كه حسينقلى خان ابو قداره پدر غلامرضا خان والى نظر على خان را دوست مىداشته و ملك‌زاده خانم نامادرى نظر على خان نيز زوجه حسينقلى خان ابو قداره بوده و قاعدتا غلامرضا خان هم مىبايستى از محبت پدرش به نظر على خان ارث برده و او را دوست داشته باشد ، مع هذا معلوم نيست به چه علت امير جنگ والى با نظر على خان عناد مىورزيده و هردو سه سال يك‌بار او را غارت مىكرده است .